![]() |
![]() |
|
|
هایکو در اصل شعر ژاپنی کوتاه سه سطری است که یک لحظه زود گذر از زندگی را نشان می دهد.
چه سعادتی است/ آن هنگام که برف می بارد/ دانستن اینکه /تن پرنده ها گرم است. از وقتی بچه بودم / ماه / دنبال سرم می آید / تا خانه از خانه / تا طویله / مشغول راه شیری می شوم/در شب آرام و پر ستاره... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 23:12 توسط نیلوفر |
|
|
این روزها در هر گوشه ی ایران که باشی ،خیابانهای شهر و روستایت را میزبان عزاداری حسینی می بینی ،هرجا به زبان و گویش خود و متناسب با آداب و فرهنگ مردمش .مردم آذربایجان هم سال های سال است که در محرم و صفر سیاهپوش خاندان حسینند و این زمان ها هیئت ها و تکیه ها شلوغترین مکان های شهر می شوند. قدمت مراسم عزاداری در تبریز در حدود 300سال است.در اوایل عزاداران از اول محرم تا سوم این ماه به بازار بزرگ تبریز میامدند و از بازار امیر شروع به سینه زنی و برگزاری دیگر رسوم می کردند.بعدها هر محله سه هیئت داشت که در مجموع به نام دسته عزاداری آن محله شناخته می شدند و در مجموع 24 دسته را در شهر تشکیل می دادند .د سته ها در محلات خود عزاداری میکردند و در روزهای مشخصی به بازار تبریز می آمدند. چون بازار قلب شهر و خاستگاه اکثر حسینیه ها و هیئت های محلات بود که توسط بازاریان ساکن محلات مختلف سازمان دهی و اجرا میشد.این تقسیم بندی ها و تعداد دسته ها تا به امروز ثابت و پا بر جاست. هیئت های سه گانه محلات عرب،عجم و زنجیر زنان نام گرفتند.اولی ها به خاطر نوع پوشش عزاداران(با کلف و چفیه) و استفاده از شیوه ذکر مصیبت اعراب در اجرای نوحه ها ،دومی به خاطر اشعار و شیوه ی خوانش مختص به ایرانیان و لباسهای عادی عامه مردم و سومی به همان دلیلی که در نامش آمده است.عزاداری عجم تبریز مختص همین منطقه است و در مناطق مختلف شهر با کمی تفاوت اجرا میشود.وزن و آهنگ اشعار ترکی که گاه نه تنها مدح بلکه مضامین عرفانی را نیز در بر می گیرد و تنها سبک شعری شبیه به آن بحر طویل است و همچنین آهنگ و تکنیک های خوانش و ریتم سینه زنی عزاداران تا حدی پیچیده است که افراد غریبه توانایی شرکت در این مراسم را ندارند و همین موضوع سبب شده این هیئت هر ساله به مشهد و تهران نیز سفر کند تا این شکل عزاداری در آنجا نیز انجام گردد.عجم محله خیابان (همان محله معروف تبریز که نامش بارها در تاریخ معاصر ایران ذکر شده است) از با سابقه ترین و منحصر به فرد ترین آنهاست.با استناد به تاریخ ثبت شده روی علم های هیئت ،عجم خیابان د ر سال 1200 هجری قمری به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرده و تا به امروز آن را ادامه داده و علاوه بر تفاوتهایش با دیگر انواع عزاداری که ذکر شد ،در هر اجرا از آهنگ و تکنیک های متفاوت آوازی و شعر خوانی بهره می برد. نوحه قتلگاه و سفر اسرا به کوفه از معروفترین اشعار و نوحه های این دسته هستند و قدمت برخی از اشعار تا 200سال است. شعر ها و نوحه ها در جلسات مشترک مداحان و شعرا جمع آوری و مکتوب شده و در همین جلسات هنگ گذاری(آهنگ) شده است. اکثر اشعار سروده های شاعرانی چون خازن و حاج محمد باقر شبیری و مظلوم هستند و شاعران دیگری چون ذهنی،طوری،کریم صافی،شهاب ذوقی ،حاج حیدر خوندل،کهنمویی،هندی،دلریش،شانی،صحاف،صراف،عابد و حسین یتیم و همچنین سید رضا حسینی (معروف به سعدی زمان که منظومه ای درباره ی زندگی چهارده معصوم از تولد تا وفات آنها سروده) این سبک شعری را به تکامل رساندند. مداحان عجم تبریز د رحال حاضر نزدیک به 10 نفر هستند که هر یک شاگردانی را آموزش می دهند تا ادامه دهنده راه عزاداری عجم در تبریز باشند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 20:0 توسط نیلوفر |
|
|
پس آمد(sleque) پس آمد به اثری گفته می شود که وقایع اثری را که قبلا در هر نوع رسانه ای مانند ادبیات یا سینما منتشر شده است ،بازگو کند.در بسیاری از موارد ،المان های داستان اصلی د رپس درآمد پیدا می کنند ،یعنی همان کاراکتر ها و وقایع.یک پس آمد ممکن است تبدیل به ((سری)) شود.اگر چه بین ((سری)) و ((پس درآمد)) تفاوت هایی وجود دارد، اما مقتضیات اقتصادی گاهی سبب سری سازی از یک داستان موفق خواهد شد.
پیش آمد(prequel) در ((پیش آمد)) شخصیت های داستان اصلی حضور دارند،اما تمام اتفاقات در زمانی قبل از وقوع داستان اصلی رخ می دهند.از آنجایی که خواننده از ((آینده)) کاراکتر های قصه خبر دارد،((پیش آمد)) بیشتر به چالش های شخصیت های قصه که منجر به وقوع حوادث کتاب اصلی شده است(مثل مرگ نزدیکان قهرمان اصلی)،می پردازد .این نوع دنباله نویسی از نظر رعایت اصول دراماتیک برای هر نویسنده ای یک چالش ادبی محسوب می شود.
بین قصه(interquel)
وقتی دو یا چند کتاب یا فیلم ((اصلی)) وجود داشته باشند ،د نباله می تواند مانند پلی ،حوادث بین آنها را بیان کند.به عبارت دیگر یک ((پس آمد)) برای اولی و یک ((پیش آمد)) برای دومی باشد.مثلا رمان((بازگشت پدر خوانده)) روایتگر اتفاقاتی است که بین وقایع فیلم های(( پدر خوانده 1)) و ((پدر خوانده2))می افتد.
میان قصه(midquel) اگر در قصه ی اصلی پرش زمانی وجود داشته باشد ،مثلا کاراکتر اصلی از نقطه ی زمانی خاص به نقطه ی دیگری پرتاب شود ،این خلا می تواند توسط یک((میان قصه)) پر شود ،مثل فیلم ((اره4)) که میان قصه فیلم ((اره 3))است.
موازی(parallel)
اگر یکی از کاراکترهای فرعی ماجرای اصلی تبدیل به قهرمان اصلی دنباله شود و وقایع از نقطه ی نگاه او تعریف شود با یک ((موازی)) مواجه هستیم.
فاصله دار(distant)
گاهی بین وقایع اثر اصلی و دنباله ی آن فاصله ی زمانی زیادی دیده می شود.این گذر طولانی زمان به پدید آورندگان دنباله این امکان را می دهد که با آزادی عمل بیشتری به خلق قصه ی جدید بپردازند،بدون آنکه نگران ارتباطات منطقی دو داستان باشند. داستان سریال(( پیشتازان فضا:نسل بعدی))ادامه ی اتفاقاتی است که در سریال(( پیشتازان فضا)) افتاده ،اما با چند قرن فاصله.
هم آمد(sidequel)
بهترین نمونه ی دنباله ها که خالق اثر ،آزادی کامل برای بازگویی قصه ی جدید دارد هم آمد است .در این دنباله ،قصه ی جدید در دنیای قصه ی اصلی روایت می شود ،بدون آن که پیرنگ ها و کارامتر های قصه ی اصلی در آن حضور داشته باشند. دیوید پی پل کارگردان فیلم(( سرباز)) فیلمش را هم آمد فیلم بلید ((رانر)) اثر معروف ریدلی اسکات می داند.پی پل خود یکی از فیلمنامه نویسان(( بلید رانر)) است.
همجوار(companion piece)
همجوار قصه ی اصلی را تکمیل می کند ،بدون آنکه کوچکترین نقطه ی اشتراکی بینشان وجود داشته باشد ،اما به شرط آنکه یکی از تم ها یا ایده های قصه ی اصلی را دنبال کند و خواندن یا تماشا کردن این دو با هم به یک اثر واحد بدل شود.
دنباله ی ارزان (cheapquel)
هدف از ساختن این نوع دنباله ،که بیشتر در سینما دیده می شو ،راضی نگه داستن طرفداران قصه ی اصلی با کمترین هزینه است.در))دنباله ی ارزان((عوامل اصلی حضور ندارند و دنباله به ارزانترین شکل ممکن ساخته میشود.کمپانی والت دیزنی معمولا بعد از موفقیت انیمیشن های چر خرجش طرفداران متعصب انها را با نمایش اینگونه دنباله ها مجبور به خرج کردن پول هایشان می کند.
احیا شده (reboot)
بعضی از قصه ها بین مردم گل می کنند ،اما سازندگان و آفرینندگانشان عجله ای برای ساخت دنباله ی آنها ندارند. در حقیقت فاصلهی زمانی بین قصه ی اصلی و دنباله هایش نیاز به ((احیا شدن)) خواهد داشت. مثل سری فیلم های جیمز باند که با اکران فیلم(( کازینو رویال))دوباره احیا شدند و یا ماجرای بتمن که فیلم(( بازگشت بتمن)) بعد از گذشت چند سال از اکران آخرین فیلم بتمنی ،طرفدارانش را دوباره زنده کرد.
سه گانه ها(trilogy)
شاید معروفترین دنباله ،سه گانه ها باشند.سه گانه همانطور که از اسمش پیداست ،به مجموعه ی سه اثر از یک نویسنده یا فیلم ساز اطلاق میشود که در عین حال که قصه ی هر کدام از آنها مستقل از آنها در جریان است،اما در مجموع یک اثر محسوب می شوند وسه گانه های نیویورکی پل آستر ،سه گانه ی ایتالو کالو نیو(بارون درخت نشین،ویکنت شقه شده،شوالیه نا موجود) و سه گانه پدر خوانده اثر فرانسیس فورد کاپولا از معروفترین سه گانه ها برای مخاطب ایرانی اند.
نگاهی به دنباله نویسی در ایران اگر از استثنائاتی چون نگارش ((آلیس آن سوی آیینه)) در ادامه ((آلیس در سرزمین عجایب)) از سوی لوئیز کارول صرف نظر کنیم ،دنباله نویسی یکی از سنت های مرسوم ادبیات پالپ یا عامه پسند است. دنباله نویسی در ایران به دهه 30 بر می گردد ؛زمانی که نویسند گانی چون سعید حجازی و حسینقلی مستعان – مترجمی که بعد از ترجمه ی آثار کلاسیکی چون ((بینوایان)) به نگهرش رمان های عامه پسند گرایش پیدا کرد –با اقبال عامه از قهرمانان کتاب های نخستشان[((سپیده))، ((شهرزاد)) و ((آیینه))] ادامه ماجراهای آنها را در آثار بعدی شان روایت کردند. در دهه 40 شاهد شکل جدیدی از دنباله نویسی در ایران بودیم ؛نگارش کتاب های جدید با حضور قهرمانان نام آشنای آثار معروف خارجی به عنوان ترجمه. مرحوم ذبیح الله منصوری با انتشار دو کتاب ((قتل در کشتی)) و ((در چنگال تبهکاران)) با حضور قهرمانان کتاب های آگاتا کریستی از پیشگامان این جریان بود.در ادامه مترجمی با نام مستعار پرویز پس ترجمه دست و پا شکسته چند کتاب پلیسی میکی اسپلین با حضور کار آگاه یکه بزنش ((مایک هامر)) خود شخصا شروع به نگارش ماجراهای پلیسی جدید مایک هامر کرد. افشای جعلی بودن این ترجمه ها سبب ایجاد اعتماد به نفس در شماری از نویسندگان عامه پسند ایرانی جون منوچهر مطیعی ،پرویز قاضی سعید و امیر عشیری برای نگارش آثار جاسوسی پلیسی شد. در حالی که قهرمانان دو نویسنده اول کار آگاهان و ماموران مخفی زبده آمریکایی با اسم های با جالبی مانند ((لاوسن))، ((سامسون)) و ((ریچارد)) بودند، امیر عشیری در اقدامی –احتمالا- وطن پرستانه اقدام به خلق یک کار آگاه جاسوس مامور مخفی با نام رامین کرد که ترکیب عجیب و غریبی از جیمز باند و هرکول پوارو بود. نکته ی جالب این بود که این وسط نویسندهای هم پیدا شد که برای ماجراهای کار آگاهان خارجی ساخت نویسندگان وطنی دنباله نوشت ؛نویسندهای با نام امیر رضایی با کتاب هایی چون ((وحشت تابوت خالی)) در مورد ماجراهای لاوسن کذایی در قصر ارواح . دیگر پدیده ی این دوره شخصی بود به نام غلامعلی شعبانی که همراه با نویسنده ی دیگری مرسوم به شهریار یار بخت متخلص به ((نوذر اصفهانی)) تعدادی کتاب درباره ادامه ماجراهای تارزان و سوپرمن و زورو نوشته و منتشر کردند. از دیگر مترجم نویسنده های این دوره باید به رضا همراه اشاره کرد که پس از ترجمه چند کار نویسنده ترک،عزیز نسین ،دقیقا با همان سبک و سیاق و به اسم ترجمه کار های نسین چند کتاب نوشت. البته دنباله نویسی منحصر به این دسته نویسند گان و مترجمان نبود. یکی از عجیب ترین نمونه های دنباله نویسی در این سالها انتشار دنباله ی کتاب مسخ با عنوان ((بازگشت گرگوارسا مسا)) توسط مصطفی اسلامیه بود.انتشار چنین کتابی وقتی عجیب تر به نظر می رسد که نام ناشر معتبری مانند نیلوقر روی کتاب می نشیند . البته نیلوفر با انتشار ترجمه های غیر قابل فهم و ثقیل امیر جلال الدین اعلم از شاهکار های کافکا نشان داد که ظاهراً اساساً با این نویسنده چک مشکل دارد. مورد جالب توجه دیگر دنباله نویسی ((بازگشت شازده کوچولو)) که نویسنده آن ظاهرا پائولوکوئیلویی را که به نظرش در کتاب اگزوپری کم بود به شاهکارش اضافه کرده بود. سر انجام در میان نویسندگان معروف معاصر که بر کتاب هایشان دنبانه نوشته اند ،باید به اسماعیل فصیح اشاره کنیم مه قهرمان کتاب نخست او ((شراب خام))-جلال آریان مردی 50 ساله با رفتار و سلوک قهرمان های آثار داشیل همت و ریموند چند لر ،به طور ویژه سام اسپید و فیلیپ مارلو – در آثار بعدی او چون((باده کهن))،(( شهباز و جغدان))، ((زمستان62 )) و ((ثریا در اغما)) نیز حظور پیدا کرد.فصیح که موفق شده بود به ضرب آسیب شناسی اجتماعی سطحی آثارش ،در نزد طبقه منور الفکر مقبولیت و وجهه ای پیدا کند،در عمده آثارش یک دلمشغولی ثابت داشت :آشنایی جلال آریان جذاب و ماجرا جو با یک دختر جوان ،دل باختن دختر با وجود بی اعتنایی جلال آریان ،وصلت آن دو دوست آخر سر به نیست شدن دختر برای باز شدن جا برای قهرمان مؤنث کم سن و سال کتاب بعدی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 21:34 توسط نیلوفر |
|
|
به نام خدا من این وبلاگ رو برای جلسه ی آخر می نویسم چون جلسه ی آینده آخرین جلسه ی کلاس انسان شناسی فرهنگی هست و قرار شد که در این جسه مقاله های تصویریمان را ببینیم و نمره ی این بخش از کارمان را بگیریم. این ترم هم مثل همه ی ترم های دیگر با همه ی خوبی ها و بدی هاش گذشت و تموم شد و همه ی بچه ها کم کم خود شون رو دارن برای امتحانات آماده میکنند. برای من این ترم ترم خوبی بود کلاس انسان شنا سی هم یکی از بهترین کلاس های این ترمم بود .هم کلاسی های این کلاسم خیلی خوب بودند هم کلاس بودن با بچه های پژوهش گری تجربه ی خوبی بود .انگار بین پژوهش و تعاون خیلی فرق وجود داره.طرض تفکر این بچه ها با بچه های ما خیلی فرق داره.البته شاید دلیل این دید من به خاطر شیوه ی اداره کلاس و بحث های ارایه شده توسط استاد محترم در هر جلسه باشد. این درس با همه ی درس های دیگر من یک تفا وت خیلی مهم دارد و آن هم این است که این درس باعث تفکر عمیق هر یک از ماها در وجود خود می شود. این درس تاثیر زیادی در من داشت و باعث شد که بعد از این من توجه بیشتری به کارهایم داشته و در مورد همه چیز دقت زیادتری داشته باشم و سوالاتی در ذهن من شکل گرفت که تا چند وقت پیش هیچکدام از این سوالات برایم طرح نشده بود. در یکی از جلسه های کلاس استاد محترم در مورد شیوه ی نوشتن و اهمیتی که این پدیده در زندگی و بالا رفتن طرض تفکر نسبت به همه ی پدیده ها دارد صحبت فرمودند و بعد از این جلسه من خیلی سعی کردم که بنویسم ولی نتوانستم چیز زیادی بنویسم.از نظر من نوشتن خیلی خوب هست ولی این خوب بودن برای وقتی است که هر کسی برای نوشتن انگیزه، توانایی و استعداد لازم را داشته باشد. همانطور که در سر کلاس در جواب سوال استاد که فرمودند: آیا بعد از جلسه ی بحث و گفتگو در باره ی نوشتن توانستید چیزی بنویسید یا نه عرض کردم نوشتن را دوست دارم اما احساس می کنم که نمی توانم آنطوری که باید متن های خوب و مفید بنویسم و از طرف دیگربیشتر دوست دارم که حرفهای دلم را بنویسم و در جایی آنها را بگذارم که کسی نتواند آنها را ببیند.اما سعی میکنم که بعد از تمام شدن درسهایم تلاش بیشتری برای نوشتن بکنم تا بتوا نم توانا یی این کار را تا حد زیادی در خود بوجود آورده و چیز های زیادی بنویسم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 23:12 توسط نیلوفر |
|
|
یاد داشتی در باره ی تتاتر کرگدن این روز ها سالن اصلی تاتر شهر تهران میزبان مردمی است کا به تماشای تاتر کرگدن اثر اوژن یونسکو می آیند. فرهاد آییش این اثر یونسکو را با یک سری از تغییراتی که خود در آن بوجود آورد با یک گروه حرفه ای و با دکور بسیار عظیم و جذاب پس از سالها به روی صحنه آورد.
بازیگران اصلی این تاتر عبارتند از:
یونسکو در نما یشنامه کرگدن مسائل مهمی را مطرح کرده است از جمله مساله استسعاف فرد در برابر جامعه،عدم امکان دستیابی به کمال مطلوب ،و انسان در برابر مرگ. یونسکو از لا به لای تصاویر رویایی که در نمایشنامه در آمد و شد هستند ،کوشیده است نشان دهد که تا چه حد از مشکلات و مسا ئل این جهان در زمینه ی نیکی و بدی، گناه و مرگ، نا توانی انسان فانی در برابر زندگی سعادتمندانه بر روی عالم خاک وغم و اندوه جانکاه وغیر قابل درک این انسان در برابر تمامی این مشکلات رنج می برد. موضوع محوری و در واقع موضوع اصلی این نمایشنامه مربوط میشود به اصالت انسانی و حفظ و عدم حفظ این اصالت.که اگر هر انسانی نتواند این اصالت را حفظ کند دنباله رو دیگران میشود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 21:45 توسط نیلوفر |
|
|
الف – نقد و بررسی کتاب پاتوق و مدرنیته ایرانی
کتاب پاتوق و مدرنیته ایرانی نوشته ی تقی آزاد ارمکی چاپ اول سال 1384 کتابی است درباره ی چگونگی و نوع تغییرات اجتماعی در دوره ی معاصر جامعه ی ایرانی با تکیه و توجه به نقش و تاثیر پاتوق های فرهنگی و اجتماعی موجود در جامعه ایرانی براین تغییرات.در واقع میتوان گفت که نویسنده در این کتاب ضمن معرفی پاتوق و انواع آن به چگونگی تاثیر این پدیده بر نحوه تغییرات فرهنگی و شکل گیری فرهنگ جدید می پردازد. طرح روی جلد کتاب به صورتی طراحی شده که با نشان دادن محیط یک قهوه خانه خواننده را تا حدی از مطالبی که در کتاب خواهد خواند مطلع می سازد و درخواننده ایجاد انگیزه میکند. در این کتاب می بینیم که جدای از مقدمه اول کتاب در ابتدای هر فصل هم مقدمه ای قرار دارد که در کمتر کتابی مشاهده می شود و به نظر من نیازی به این مقدمه ها در ابتدای هر فصل نمی باشد. این کتاب مشتمل بر سه فصل متمایز بوده که فصل اول شامل بررسی و طرح خود پاتوق ، ویژگیهای آن، انواع آن و مناسبات درونی آن میباشد. در این فصل ابتدا تعاریفی از پاتوق ارایه شده که به شرح زیر میباشد:
1- پاتوق مرکب از "پا"ی فارسی و "توغ" ترکی میباشد که در معنای ترکیبی به محل اجتماعیات لوطیان در محله یا شهر یا قریه ای اشاره دارد. 2 - پاتوق به اجتماعی انسانی اطلاق می شود که بر اساس آگاهی و اراده تشکیل شده باشد. 3 – پاتوق به اجتماع محفل گونه ی افراد آزادی گفته می شود که مسِیله اصلی و مرکزی همه ی حاضران نقد وضعیت موجود میباشد. 4 – پاتوق به مکانی اطلاق می شود که در آن شکل گیری فردیت در جمع صورت می گیرد.
بعد از این تعاریف به تعریف جامعه شناختی پاتوق می رسیم که این طور بیان می شود.پاتوق یا محفل به لحاظ جامعه شناختی به محل اجتماع عده ای از افراد ،منتقدان، ادیبان و روشنفکران اطلاق میشود که بدون وجود آیین نامه ،قواعد و قوانین در حاشیه حیات رسمی جامعه به تشکیل اجتماعاتی اقدام می کنند. افراد در دوری از غلبه حیات رسمی و در پی کسب فضایی آزاد برای نقد و رهایی از وضعیت موجود،اجتماع میکنند که نتیجه عمل آنها در مراحل بعدی به اعتراض نسبت به وضعیت موجود می انجامد.
نهایتا می بینیم که نویسنده با توجه به تفکرات و نظرات خود و همچنین نظریه های دانشمندانی چون هابر ماس به این نتیجه می رسد که باید پاتوق را به عنوان یکی از اجزای حوزه عمومی دانست که فراهم کننده فضایی است که افراد حاضر شده در آن از طریق مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خود به طور غیر مستقیم دخالت کنند و در دراز مدت همان نقشی را ایفا کند که نهادهای رسمی میان دولت و جامعه ی مدنی ایفا می کند و از طرفی فضای حاکم بر گفتمان پاتوقی را فضای نقد دانسته و نقدهای درون آن را ضد سنتهای جاری در جامعه و مخالف جریانهای فکری روشنفکری میداند.
پس از این مرحله به بخش پاتوق و آسیبهای اجتماعی در ایران می رسیم که اشاره دارد به نحوه ی آسیب سازی پاتوق های ساخته شده از طریق افراد و گروهها و دولت های خارج در ایران از گذشته تا حال. در این مرحله نویسنده اشاره به ویژگی پاتوقها دارد. 1 – گفتمانهای درون پاتوق متعدد و متداخل است. 2 – پاتوقها بر اساس علاقه ، پیوستگی عاطفی و فکری و رابطه مرید و مرادی شکل می گیرد. 3 – ورود و خروج افراد به درون پاتوق به سادگی صورت نمی گیرد. 4 – تفکرات و نظریه ها در پاتوق به صورت شفاهی مطرح شده و تبیین و تفسیر آنها بر اساس همین شنیده هاست. 5 – ساختار روابط اجتماعی در پاتوق یک ساختار افقی و عرضی است، یعنی میان افراد با سطح دانش و تخصص متفاوت، برابری وجود دارد. 6 – افراد پاتوقی با حضور در پاتوقها بخشی از نیازهای خود را رفع میکنند. 7 – پاتوقها ار طریق پیوستگی به بخش فرهنگی ، ادبی و اجتماعی جامعه به زیست خود ادامه داده و امکان تحول میابند.
در اینجا باید اشاره کرد که ارمکی صفحات زیادی را به توصیف ویژگی های پاتوق اختصاص داده و تفکیک زیادی میان آنها قایل شده است که این امرباعث خستگی خواننده از متن میشود. در صورتی که اگر این ویژگی ها بصورت مختصر و کوتاه و با اشاره به مهمترین آنها بیان میشد خواننده بهتر می توانست این موضوع را درک و فهم کند. در فصل دوم که مربوط به تاریخچه و شرایط شکل گیری پاتوقهاست، مراحل شکل گیری پاتوقها و توسعه آنها مطرح شده که عبارتند از: 1 – مرحله تولد 2 – مرحله رشد 3 – مرحله بلوغ 4- مرحله استحاله 5 – مرحله مرگ
و سپس به بررسی پاتوقها در غرب و ایران پزداخته است که یکی از اشکالات در این فصل از کتاب این است که با وجود طرح موضوع پاتوق در غرب ولی مقایسه چندانی بین این پاتوقها و پاتوقهای موجود در ایران نکرده است. و به چگونگی شکل گیری و توسعه آنها در دو فرهنگ متفاوت غرب و ایران نپرداخته که ازنظر من یکی از ضعفهای این کتاب تلقی می شود.
پس از طرح این مساله در غرب و ایران نویسنده به بیان شکل گیری پاتوق در ایران از گذشته تا حال یعنی دوران قاجاریه ، پهلوی و جمهوری اسلامی پرداخته است. یکی دیگر از اشکالات یا به عبارت بهتر نارسایی هایی که در اینجا میتوان به آن اشاره کرد این است که نویسنده در این قسمت دوره قاجاریه را بیشتر از دو دوره دیگر مورد توجه و بحث قرار داده است.
با توجه به روند رو به رشد تعداد پاتوقها و همچنین آسان بودن آشنایی نویسنده با آنها چه ار لحاظ طرز تفکر و چه از لحاظ نوع شکل گیری ،در دوره ی پهلوی و جمهوری اسلامی یعنی دوره ای که نویسنده در آن این کتاب را به رشته تحریر در آورده است بهتر می بود که نویسنده این دو دوره را نیز علاوه بر دوره ی قاجار مورد توجه قرار می داد و بیشتر در مورد این دو دوره در کتاب خود توضیح می داد.
از طرف دیگر می توان گفت که در این کتاب حضور و نقش مردم بصورت جداگانه و سوای از دولت و قوانین رسمی ولی موازی با آنها در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تاثیراتی که بر آن داشته اند مطرح میشود، یعنی این کتاب برای مردم و تلاش آنها در تعیین سرنوشت خود بدون مداخله زیاد دولت اهمیت زیادی قایل شده است و ازطرف دیگر در کنار نقش و اهمیت این مردم تاثیر دولت و قوانین را کتمان نکرده است.یعنی به نوعی این دو اصل را در کنار یکدیگر قرار داده و آنها را لازم و ملزوم و مکمل یکدیگر مطرح کرده است که بدون وجود هر یک از آنها آن دیگری هم معنا نمی یابد.
نکته ی جالبی که در آخر می توان به آن اشاره کرد این است که نویسنده در بخش معرفی منابع کتاب چندین کتاب را که خود تالیف کرده به عنوان منبع ذکر نموده است. در پایان می توانیم نتیجه بگیریم که این کتاب بطور کلی در توضیح و شناساندن پاتوق و بطور جزئی در معرفی و نوع روابط آن در ایران کتاب بسیار خوبی بوده که نویسنده در آن توانسته به خوبی و درستی پاتوق و روابط آن را با جامعه بطور قابل فهم برای عموم مطرح نماید و ار آن حیث که به نوعی به تبیین جامعه شناختی یک پدیده پرداخته می توان آنرا به عنوان یکی از کتابهای تبیینی حیطه ی جامعه شناسی مورد توجه قرارداد. (( پایان)) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 22:44 توسط نیلوفر |
|
|
به نام خدا اولین وبلاگی که دارم می نویسم امروز هست. بچه های ترم آخر این روزها خیلی سرشون شلوغه .خیلی خوب می شد که این بچه ها رو یه خورده بیشتر درک میکردن . کلاس ما کلاس خیلی خوبی هست.من این کلاس رو خیلی بیشتر از کلاس جامعه شناسی در ادبیات که در ترم پیش داشتم دوست دارم .از نظر من مباحث این درس جذاب هست.هفته ی پیش استاد در مورد این موضوع صحبت کردند که یاد گرفتن چیزی هست که فقط باید توسط خود فرد و فقط با خواسته ی خودش بوجود بیاید. استاد فر مودند که یاد دادن وجود ندارد وفقط یاد گرفتن هست که وجود دارو آن هم فقط و فقط از طریق خواسته ی خود فرد بوجود می آید.هم چنین در باره نحوه ی شکل گیری انسان شناسی فرهنگی و تغییراتی که در این رشته صورت گرفته صحبت کردند.و از طرف دیگراشاره ای بر قلمرو انسان شناسی و شاخه های آن که عبارتند از 1انسان شناسی بوم شناختی 2انسان شناسی اقتصادی 3انسان شناسی فمینیستی 4انسان شناسی حقوقی 5انسان شناسی موزه 6انسان شناسی پزشکی 7انسان شناسی دندان 8انسان شناسی خوراک 9انسان شناسی تصویری 10انسان شناسی فضای مجازی 11انسان شناسی شهری 12انسان شناسی در ایران داشته اند. کلاس درس ما به این شکل است که هر هفته در اول کلاس تعدادی از بچه ها هر کدام در باره ی قسمتی از مباحث مربوط به آن هفته کنفرانسی بین 10 الی 15 دقیقه داده و سپس استاد توضیحات تکمیلی را در باره ی این مباحث مطرح می کنند که این شیوه در یاد گیری مفاهیم کمک زیادی به ما میکند. در اینجا می خواهم انتقادی داشته باشم از آموزش دانشکده و به این خاطر این موضوع را در وبلاگ خود می گذارم که همه از نارسا یی های دانشکده ی (علامه طبا طبا یی)و بی توجهی هایی که گاهی نسبت به بچه ها صورت می گیرد آگاه شوند.الان که من درکلاس درس انسان شناسی فرهنگی هستم با هزار زورو بد بختی توانستم این درس را بگیرم و بعد از یک ماه از گذشت سال تحصیلی جدید هنوز یک هفته هست که اسمم در لیست بچه های انسان شناسی رفته چون رشته ی من تعاون بوده و درس انسان شناسی فر هنگی مربوط به بچه های پژوهشگری می باشد و من باید درس مردم شناسی فرهنگی را می گذراندم تا بتوانم در این ترم فارغ التحصیل بشوم. اسم من در لیست مردم شناسی به دلیل تداخل با درس روش تحقیق نظری در کامپیوتر ثبت نمی شد و آموزش هم هیچ کمکی در این زمینه به من نکرد و من مجبور شدم که در دانشگاه دیگری میهمان شوم و در آنجا این درس را بگذرانم که متا سفانه بعد از این همه مدت هیچ دانشگاهی راضی به پذیرش من در کلاس درس خود نمی شد . در آخر از طریق نا مه ای که توسط مدیر گروه تعاون برای ریاست محترم آموزش نوشته و در جلسه ی دانشکده مطرح شد توانستم در این کلاس حضور یافته و گذراندن این درس برایم بلا مانع ذکر شد.
از طرف دیگر چون تا یک ماه بلا تکلیف بودم و به خاطر کارهای زیاد این ترمم هیچ وبلاگی ننوشته و آنطور که باید درسم را نخواندم و وقتی استاد پرسیدند که چیزی در وبلاگ خود گذاشته یا درسم را خوانده ام راستش را گفته گفتم نه وقتش را داشتم و نه برنا مه ی درسی ام کاملا مشخص بود ولی بر خلاف انتظارم استاد فر مودند که شما هیچوقت وقت هیچ کاری را ندارید ولی میخواهم بگو یم که به خدا اینطور نیست من هم کلاس و هم درس خود را دوست داشته و هیچوقت از درس خواندن یا نوشتن وبلاگ و انجام تکالیفم فرار نکرده ام فقط در این چند وقت فرصت چندانی برای این کارهایم نداشتم و از این بابت از استاد محترم خود پوزش میخواهم و قول میدهم که بعد از این تکالیفم را هر هفته مو به مو و با دقت انجام دهم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 22:17 توسط نیلوفر |
|
|
در این جلسه استاد در مورد دو روش برایمان توضیحاتی را مطرح کردند :
۱- تحلیل گفتمان ۲- تحلیل محتوای کیفی قصد و نیت استاد در این جلسه این بود که ما را با رابطه ای که می تواند میان جامعه شناسی و هنر وجود داشته باشد آشنا سازد.که من متاسفانه چیز زیادی از مطالب مطرح شده در کلاس نفهمیدم و مطمئنم که آن به دلیل بی سوادی و کم کاری خودم بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:47 توسط نیلوفر |
|
|
در ابتدای جلسه آن روز کلاس ما استاد درمورد اینکه هر یک از بچه ها تا حال چه فعالیتهایی انجام داده و آیا وبلاگ خود را به روزکرده اند یا نه سوالاتی پرسیدند.
بچه ها هم در باره نظراتی که به نوشته های همکلاسیهای خود داده بودند صحبت کرده و همچنین هر کدام در مورد موضوع نقد و تحقیق خود صحبتهایی کردند. همین طور عده ای به سخت بودن مطالب کتاب اعتراض کردند که در جواب اعتراض آنها استاد این کتاب را یکی از روان ترین و موثرترین متنهای تالیف شده در مورد موضوع درس و کلاس دانسته اند.در کنار این صحبتها توضیحاتی را هم در رابطه با شیوه تدریس خود ارائه فرمودند. بعد از این صحبتها استاد به بررسی موضوع جدیدی پرداختند که این موضوع مربوط به رابطه و نسبتهای بین جامعه شناسی و هنر بوده است. مباحث مطرح شده در این زمینه عبارت بودند از ۱- جامعه شناسی از طریق هنر ۲- هنر از طریق جامعه شناسی ۳- اجتماعیات در ادبیات و هنر ۴- جامعه شناسی ادبیات و هنر و در پایان در مورد هر کدام از این نسبت و رابطه ها توضیحاتی برای ما ارائه فرمودند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 18:30 توسط نیلوفر |
|
|
ساعت ۳۰/۱ کلاس شروع شد.بچه ها تقریبا همه حاضر بودند.موضوع کلاس ارائه پایان نامه ی سرکار خانم اقا جانی بود که توسط خود ایشان انجام شد.
موضوع بحث ایشان مربوط به الگو های رمز گذاری و رمز گشایی بود.که در حین صحبتشان تکه هایی از فیلم مورد نظرشان به نام "بدون دخترم هرگز" برای ما پخش شد که از نظر من فیلم جالبی بود. بعد از تمام شدن فیلم و صحبتهای خانم آقا جانی . استاد توضیحاتی در مورد فیلم و صحبتهایشان ارائه فرمودند و در پایان نظر هر یک از بچه ها پرسیده شد که اکثریت هم عقیده با نظر سازنده فیلم بودند. این جلسه برای من جلسه ی جالب و خوبی بود چون باعث شد که من بعد از این با دقت بیشتری به فیلم ها نگاه کنم و همچنین علاقه ام را نسبت به فیلمهایی با چنین مضامینی بیشتر کرده است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 17:23 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 آذر 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
خنیاگر باد خاطرات یک دانشجوی علوم اجتماعی فریاد خاموش سرابان نامه چکاوک گذران پندار آفرینش |
|
RSS
|